تبليغاتX
غم های زندگی
برای او

سلام بچه ها نمیدونم چرا این همه بد میارم  ؟؟؟؟؟؟

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 ساعت 21:41 توسط غزل |

ولنتاین را جشن نخواهیم گرفت و به هم تبریک نخواهیم گفت

 روز عشق را از 25 بهمن (ولنتاین)

به 29 بهمن( سپندارمذگان ایرانیان باستان )تغییر خواهیم داد........

29 بهمن روز عشق روز سپندارمذگان شاد باد ........

اگر از نژاد آریایی کورش کبیر هستی .........

بوسه بر خاک پاک آریا ............

بوسه بر دست ایرانیان...........

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387 ساعت 10:57 توسط غزل |

یه سلام گرم و صمیمی تقدیم بچه های گل

خدایی خیلی دلم تنگ شده بود .بچه ها خیلی خسته شدم از درس و زندگی بابا یه همدم می خوام آخه منم آدمم نا سلامتی منم دل دارم

تا کی باید از تنهایی رنج بکشم حالا هم که همدم پیدا می کنم تو زرد از آب در میاد وسط راه نا مردی می کنه بابا تا کی می خواین بی وفا باشین تا کجا

بابا خفه شدم از بغض آتیش گرفتم به کی بگم دردمو به کیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

دلم خیلی گرفته

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 ساعت 19:16 توسط غزل |

سلام به همه بروبچ خیلی خوشحالم که بعد از مدت ها بازم می تونم در خدمتتون باشم

به زودی با آپ جدید میام ........

به اندازه تمام ستاره ها دوستتون دارم

 

                                 قربونتون غزلییییییییییییییییییییییییییییییییییی

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 ساعت 21:24 توسط غزل |

 

دلم بدجوری گرفته..هر طرف که نگاه ميکنم تو رو ميبينم..عطرتو حس ميکنم و صداتو ميشنوم..

اما تو هيچ وقت نيستی...

من از مرگ نمی ترسم از رفتن تو می ترسم..می ترسم تو بری و من نميرم!

می ترسم بدون تو زنده بمونم..

دلم گرفته...!!

مثل تموم شبهايی که گذشت..!! مثل تموم شبهايی که بدون تو خواهند اومد...!!

تنها ياد توست که اميد زندگي كردن براي فردا رو بهم هديه ميده ...

دوست دارم بازم زير بارون خيس بشم چون ياد تو مي افتم

راستی تا حالا شده اون قدر دلت برای کسی تنگ بشه که با شنيدن اسمش هم بغض گلوتو بگيره؟؟

تا به حال شده اون قدر بخوای برای يه نفر بميری که از زنده بودنت هم خسته بشی؟؟

يا شده دلت بخواد زمين و زمان متوقف بشن تا نگاهی که به تو خيره شده لحظه ای بيشتر باقی بمونه؟ ؟

آيا تا بحال شده اشك بريزي براي تنهاييت ... شوق ديدارش...و حسرت نبودنش...

ميدونی...

من عاشقم چون فقط يه بار تو دلم زلزله اومد اما از زلزله بم هم مخرب تر..

چون هميشه قلبم واسه يه نفر زد (واسه تو)...

ميدونی...

دوست دارم بازم از تو بنويسم ..ميدونی چرا؟؟

چون اول و اخر لحظه هام تويی...

 

دلم بدجوری گرفته..هر طرف که نگاه ميکنم تو رو ميبينم..عطرتو حس ميکنم و صداتو ميشنوم..

اما تو هيچ وقت نيستی...

من از مرگ نمی ترسم از رفتن تو می ترسم..می ترسم تو بری و من نميرم!

می ترسم بدون تو زنده بمونم..

دلم گرفته...!!

مثل تموم شبهايی که گذشت..!! مثل تموم شبهايی که بدون تو خواهند اومد...!!

تنها ياد توست که اميد زندگي كردن براي فردا رو بهم هديه ميده ...

دوست دارم بازم زير بارون خيس بشم چون ياد تو مي افتم

راستی تا حالا شده اون قدر دلت برای کسی تنگ بشه که با شنيدن اسمش هم بغض گلوتو بگيره؟؟

تا به حال شده اون قدر بخوای برای يه نفر بميری که از زنده بودنت هم خسته بشی؟؟

يا شده دلت بخواد زمين و زمان متوقف بشن تا نگاهی که به تو خيره شده لحظه ای بيشتر باقی بمونه؟ ؟

آيا تا بحال شده اشك بريزي براي تنهاييت ... شوق ديدارش...و حسرت نبودنش...

ميدونی...

من عاشقم چون فقط يه بار تو دلم زلزله اومد اما از زلزله بم هم مخرب تر..

چون هميشه قلبم واسه يه نفر زد (واسه تو)...

ميدونی...

دوست دارم بازم از تو بنويسم ..ميدونی چرا؟؟

چون اول و اخر لحظه هام تويی...

.

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 ساعت 20:54 توسط غزل |

سلام به همه ی بروبچ خیلی دوستتون دارم و دلم براتون تنگ شده

خیلی وقته خبری ازتون ندارم ولی قول میدم به زودی یه آپ تپل کنم

 

 

با تمام وجودم دوستتون دارم

غزلیییییییییییییییییییییییی

 

asalak_chepelak_ghelghelak

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386 ساعت 18:11 توسط غزل |

خنده ات رو به همه بده، ولي لبخندت را به يه نفر، عشقت را به همه بده،ولي وجودت را به يه نفر، بذار همه عاشقت باشن، ولي خودت عاشق يه نفر باش

 

: هيچکس لياقت ديدن اشکاي تو رو نداره اوني که داره هيچوقت اشک تو رو در نمي اره

مي دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي

: تو راست مي گي يكي پينوكيو .. يكي تو مهربوني يكي خاله خرسه .. يكي موهاي تو قشنگه يكي آن شرلي .. يكي گوشاي تو خوشگله يكي زي زي گولو .... يكي ما دو تا با هم خوبيم يكي تام و جري .. يكي تو سر كار رفتي يكي نفر بعدي كه اينو براش مي فرستي

 

: براش بنويس دوستت دارم. آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس .. تو ... بنويس

 

نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 11:1 توسط غزل |

دوری یاررررررررررررررر

 

دوری

می شه هیچ چیز را ندید

فقط نگاه کرد

 

روزای مقدس

 خرد و فدات کرد         

اما عشق فریاد یک درد عمیق

شبای عشق و نمی شه بی صدا کرد

 

 

غربت صدای گریم

درد بی تو بودنه 

بی صدا شکستنم

صدای شعرای منه 

 

 

مثل خوشبختی تو دوری

از من اما همیشه

طعم گریه های تو 

تلخی حرفای منه

من مصیبت و با رفتنت شناختم

به جای ترانه ها ، مرثیه ساختم

قصه هام ، غمنامه ای برای تو شد

هر کلام من فقط صدای تو شد

از منم به تو نزد یک تری اما همیشه ،

 

 

سردی دوری تو از تن من دور نمی شه

درد این فاصله ها منو به فریاد می کشه ،

توی خرمن سکوتم شعله های آتیشه

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 ساعت 0:35 توسط غزل |

تنهاییییییییییییییییییییییییی

تنهایی

 

تنهایی تمومه وجودمه

منو تنها بذارید

 

این تمومه بود و نبودمه

منو تنها بذارید

 

دارم مثل یه قصه می شم

غمگین ترین قصه هاست

دردام همیشه بی صداست

 

یه زن بی ستاره

که دلخوشی نداره

 

 

راهیم ،راهی جایی ، که پر از زمزمه باشه

اونجا خوشبختی یه دنیا ، قدر سهم همه باشه

 

 

من اگر طلسم نبودم

واسه تو یه اسم نبودم

پای حرفات می نشستم

دل به پیغومت می بستم

توی تنگای نفسهام 

زخم دردی ریشه داره

که تو هق هق غریبم

منو راحت نمی ذاره

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 ساعت 16:5 توسط غزل |

یک ازدواج کاملا عاشقانه

.

           .

 

 

         نظرتون چیه ؟

نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 ساعت 23:0 توسط غزل |